یهودیت یکی از ادیان ابراهیمی است که پیروان آن عموماً فرزندان قوم بنی اسرائیل هستند. این دین نخستین دین ابراهیمی به شمار می‌رود. پیامبر یهودیان موسی نام دارد و کتابی که به وی منسوب می‌کنند تورات نام دارد.

یهود واژه‌ای عربی است که وارد فارسی شده و پارسی این واژه جهود است. در ایران، از عنوان کلیمی یعنی پیرو موسی کلیم الله نیز برای نامیدن یهودیان استفاده می‌شود. در واقع کلیمیان ایران عمدتاً از نسل افرایم فرزند یوسف هستند در حالیکه یهودیان اصالتا از نسل یهودا هستند.

ملّت ابراهیم، حدود ۲۲۰۰ سال قبل از میلاد مسیح به کنعان مهاجرت کرده سکنی گزیدند. این قوم دارای حکومتی واحد نبوده و به صورت ۱۲ قبیله (سبط) بسر می بردند. هر سبط دارای استقلال بود و توسط مسن ترین یا جنگاور ترین فرد اداره میشد. از افراد شاخص قوم یهود میتوان سموئیل، طالوت (شائول)، داوود و سلیمان را نام برد. سموئیل از انبیاُ الهی و قاضیان قوم یهود بود که آنها را از داشتن پادشاه منع می‌کرد. وی تعالیم حقیقی را رواج میداد و از جهت اخلاقی قوم یهود را بسیار تربیت کرد. طالوت نخستین پادشاه قوم یهود بود، پس از وی داوود و سپس سلیمان نبی و دیگر انبیاء یا پادشاهان حکومت کردند. یهودیان در بسیاری از کشورهای جهان ساکن هستند. برای مثال در ایران بیش‌از ۳۵۰۰۰ یهودی وجود دارد، که این، پس از فلسطین ،ایران را دومین کشور پرجمعیت یهودیان در خاورمیانه کرده‌ است كه در مجلس ايران نيز نماينده دارند .


در مورد تاريخ ورود کليميان به ايران و به ويژه به اصفهان نظرهای مختلفی ابراز شده اشت. عده‌ای عقيده دارند که وقتی بخت‌النصر پس از جنگ‌های طولانی بين دولت آشور و قوم يهود به استقلال اين قوم خاتمه داد و عده‌ای از يهوديان را به اسارت به بابل برد، گروهی از آنان به سرزمين ايران روی آوردند.

بعضی معتقدند که وقتی کوروش (۵۳۸ قبل از ميلاد) بابل را فتح کرد و به اسارت قوم يهود پايان داد، دسته‌ای از آنها به اورشليم بازگشتند و گروهی که در بابل به کارهای تجاری پرداخته و ثروتی اندوخته بودند در همان سرزمين ماندند و بقيه به ايران آمدند و در مناطقی چون شوش، اهواز، پاسارگاد، حوالی تخت جمشيد، اصفهان و همدان مستقر گرديدند. اما عده‌ای هم ورود يهوديان به ايران و به ويژه به همدان و اصفهان را به اوايل قرن چهارم ميلادی، مقارن با سلطنت يزدگرد اول ساسانی، نسبت می‌دهند.

نقطه‌ای که يهوديان پس از ورود به اصفهان در آنجا اقامت کردند "يهوديه" يا "داراليهود" ناميده شده و اين نام تا قرن پنجم هجری معروف بوده است ولی پس از آن به "جوباره" يا "جويباره" تغيير يافته است. جويباره در شمال شرقی اصفهان فعلی واقع شده است. اين محله سابقا به طور کلی يهودی نشين بوده ولی امروزه به دليل ارزان بودن نقاط مسکونی آن مسلمانان نيز به آنجا راه يافته‌اند که البته اغلبشان روستائيانی هستند که به شهر روی آورده‌اند.

يهوديان اصفهان در زمان‌های مختلف گاهگاه مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند، به طوری که در انتخاب شغل، عبادتگاه، محل سکونت، روش خانه سازی و حتی پوشش خود آزادی نداشته‌اند. زمانی آنها مجبور بودند که علامتی به لباس خود وصل می‌کردند تا شناخته شوند و کلاه و جوراب مخصوص بپوشند. اما امروزه وضع کاملا تغيير کرده، آنها در هر جايی که مايل باشند می‌توانند مسکن خريداری کنند، با مسلمان‌ها معاشرت دارند، فرزندان خود را می‌توانند در مدارس مسلمانان ثبت نام کنند و در انتخاب شغل آزادند.

گويش کليميان اصفهان
يکی از ويژگی‌های جالب کليميان اصفهان اين است که اکثرا زبان عبری را فراموش کرده‌اند و به زبان مخصوصی که به "گويش کليميان اصفهان" معروف است به صحبت می‌پردازند و اين امر دليل بارزی بر پذيرفتن فرهنگ ايرانی توسط آنهاست.

گويشی که در حال حاضر اکثر کليميان ايران به آن صحبت می‌کنند جزو گويش‌های مرکزی ايران محسوب می‌شود و در دسته‌ی زبان‌های ايرانی شمال غربی قرار دارد. اين گويش امروزه در شهرهای اصفهان، همدان، کاشان، يزد، بروجرد و چند شهر ديگر ايران و نيز در خارج از ايران در نقاطی چون قفقاز، سمرقند و بخارا رايج است ولی در هيچ يک از اين نقاط کاملا يکسان نيست. گفته شده است که گويش فعلی کليميان اصفهان گويش سابق مردم اصفهان بوده که کليميان آن را بين خود حفظ کرده‌اند. اگر اين نظر را بپذيريم می‌توان آن را در مورد ساير انواع گويش کليمی در ايران و يا خارج از ايران نيز تعميم داد و به اين نتيجه رسيد که کليميان در هر نقطه از ايران که ساکن شده‌اند، حافظ زبان آن ناحيه گرديده‌اند.

جمعيت کليميان اصفهان روز به روز کاهش يافته و علت آن مهاجرت آنها به تهران يا کشورهای خارج بوده است. طبق آماری که به دست آمده، جمعيت آنها در سال ۱۳۲۰ هفت هزار نفر بوده است ولی اين رقم در سال ۱۳۳۵ به ۳۴۰۰ نفر، در سال ۱۳۴۵ به ۲۵۰۷ و در سال ۱۳۵۰ به ۲۳۰۰ نفر کاهش يافته است. (آمار جمعيت آنها در سال‌های اخير به دست نيامده است)


قديميترين كنيسه اي كه در اصفهان وجود دارد (كنيسه عمو شعيا) در محله جوباره است كه از لحاظ هنري، هيچگونه تزئيناتي ندارد و فاقد جنبه هاي معماري جالب توجه است. به نوشته دكتر هنرفر يهوديان اصفهان (در سال 1350 شمسي) 20 كنيسه داشته اند كه دو كنيسه در محله دردشت يك كنيسه در محله گلبهار، شانزده كنيسه در محله جوباره و  يك كنيسه نيز در فلكه شاه عباس (فلسطين امروز).
 
يكي از محققين كليمي تعداد كنيسه هاي اصفهان را ۱۷ عدد ذكر كرده اند. به گفته اين پژوهشگر معماري اين كنيسه ها كاملاً مشابه با كليساي ارامنه است. با اين تفاوت كه كنيسه ها هيچگونه تزئينات داخلي ندارند. علت نيز اين است كه يهوديان تصاوير انسان را بر ديوار رسم نمي كنند. از نقطه نظر نوع شناسي، ساختمان هاي كنيسه ها، غربي - شرقي بوده و بيشتر آنها مربوط به دوران قاجار هستند. كنيسه ها از نظر تزئينات داراي كاربندي تصوير سازي هستند. اين كنيسه ها فاقد سكوهائي هستند كه مراسم مذهبي روي آنها انجام مي شده است. در حال حاضر، كنيسه هاي يهوديان اصفهان عبارتند از:

كنيسه ملايعقوب - كنيسه ملانيسان- كنيسه ملاربيع- كنيسه بزرگ- كنيسه كوچك- كنيسه كلي- كنيسه گلبهار- كنيسه اتحاد- كنيسه كتر داوود و ...

نزديكترين كنيسه يهوديان به محله مسلمان نشين در كوچه اي به نام كوچه (پيريالاندوز) واقع شده است. اين كنيسه كه بنائي ساده است داراي گنبدي است كه بالاي گنبد نورگيري تعبيه شده است اين ساختمان از خارج كاملاً ساده و بي پيرايه است. ذكر اين نكته مناسب است كه در حال حاضر يهوديان اصفهان در محلات ديگر نيز ساكن هستند و از نظر زندگي با مسلمانان هيچگونه تفاوتي ندارند. به تازگی هفت کنیسه در اصفهان در فهرست آثار ملی به ثبت رسید.

یهودیان معتقدند موسی ده فرمان و تورا را از کوه سینا با خود پایین آورد. و به جز پنج کتاب یا سفر موجود تورا محتوای دیگری هم دارد که آن را میشنا یا تورای شفاهی هم می‌نامند که توضیح می‌دهد می‌گوید چگونه قوانین پنج سفر را انجام بدهیم. تفسيری که بر این میشنا نوشته شده‌ است گمارا نام دارد و با هم این دو کتاب را تلمود می‌نامند. یهودیان سنتی معتقدند خداوند تورای مکتوب و شفاهی را به موسی داد و او آنها را با رعایت امانت به یهودیان رسانید و آن چه که امروز در دست ماست هم دقیقا همان است و باید همه دستورات آن مروز هم صورت بگیرد. یهودیان لیبرال می‌گویند تورا الهام خداوند است اما انسان‌ها آن را نوشته‌اند و دستورات اخلاقی آن همیشه لازم الاجرا هستند بر خلاف بسیاری دستورات آیینی که امروز لازم نیست صورت بگیرد. در یهودیت حرکت مثبتی تلقی می‌شود که فرمان‌ها را به بحث بگذرند و تحقیق کنند چطور باید آن‌ها را اجرا کنند. تلمود پر است از قصه‌های رای‌هایی که در این موارد با هم بحث می‌کردند. لطیفه‌ای در این باب است که می‌گوید «دو یهودی، سه نظر». برخی از این نظرات را همه پذیرفته‌اند اما برخی دیگر هنوز تحت بحث هستند.

امروزه یهودیت رهبر واحدی ندارد که تصمیم بگیرد چگونه فرمان را اجرا کنیم یا به چه چیز اعتقاد بورزیم. گرچه یهودیان اعتقادات به نظرات مختلف دارند هنوز یک دین هستند. ده فرمان را همه یهودیان در پای کوه سینا شنیدند. این خاصیت ده فرمان است اما یهودیان اتفاق نظر دارند که تمام ششصد و سیزده دستور تورا به یک اندازه اهمیت دارند.



ده فرمان این‌ها هستند:

1-  به خدا اعتقاد داشته باشید
2- جز او کسی یا چیزی را نپرستیدتصویری یا مجسمه‌ای را به عنوان خدا نسازید به آن ارادت نورزید و آن را تعظیم نکنید
3- نام خدا را بیهوده نبرید
4- شبات نگه دارد یعنی در روز هفتم استراحت کنید
5- به والدین خود احترام بگذارید
6- قتل نکنید
7- زنا نکنید
8- دزدی نکنید
9- شهادت دروغ ندهید
10- به مال دیگری حسد نورزید



در حال حاضر توراتهايي قديمي با قدمتي حدود 500 سال نوشته شده بر روي پوست حيوان حلال گوشت در كنيسه كتر داوود قرار دارد كه بنا بر آئين و رسوم يهوديان در ايام سال قسمتي از آن خوانده مي شود  تا در هر سال يك بار تورات را خوانده باشند كه در بالا تصاوير يكي از آنها را مشاهده مي كنيد. كنيسه كتر داوود در نبش خيابان آمادگاه و فلكه فلسطين واقع شده است.