آتشگاه


آتشگاه

آثار بر جاي مانده روي قله کوه منفرد آتشگاه در مغرب اصفهان که مشرف به جاده اصفهان نجف آباد است و از خشت هاي ضخيم که به وسيله ملاط رس و قطعات ني به يکديگر متصل شده اند تشکيل شده و به احتمال قوي اساس و بنياد يک معبد ايراني (آتشکده) از دوران ساسانيان است که بعداً در دوره هاي اسلامي آثار ديگري بر آن افزوده شده و چون در معرض تاثير عوامل جوي قرار داشته و هيچگاه نسبت به تعمير و ترميم آن توجهي نبوده تدريجاً در اثر فرسايش آب باران و تاثير ساير عوامل جوي رو به ويراني و انهدام گذاشته است. معذلک هنوز از قديمي ترين نقاط تاريخي جالب و تماشايي شهر اصفهان است.

اين تپه از جنس سنگ‌هاي رسوبي است. تراز پاييني آن در ارتفاع ۱۶۱۰ متر از سطح دريا (حدود ۵۰ متر بالاتر از تراز مرکز شهر اصفهان) و فراز آن در ارتفاع ۱۷۱۵ متري از سطح دريا واقع شده‌است. اين تپه از نظر زمين‌شناسي در دوره کرتاسه تشکيل شده است. نامگذاري اين کوه به آتشگاه، که آثار بر جاي مانده قله آن امروز به طور دقيق بر ما معلوم نيست که در چه زماني ساخته شده ، خود دليل روشني است بر اينکه يقيناً روزگاري از کانون ساختمان هاي روي اين کوه شراره هاي آتش جاويداني شعله ور بوده و در محل ويرانه هاي بر جاي مانده فعلي که در آن روزگاران بناي مخصوص و جالبي بوده مراسمي مذهبي برگزار مي شده است.

 بافتِ ساختماني اين مجموعه از لايه‌هاي خشتي است. خشت هايي که ويرانه هاي فعلي را تشکيل مي دهد از لحاظ اندازه بسيار قابل توجه است و شايد در ساير آثار باستاني کمتر خشت خام بدين بزرگي ديده شود. خشت هايي که باقي مانده اند داراي طول و عرض چهل سانتي متر و قطر چهارده سانتي متر هستند. ميانِ دو رديف خشت را هم يک لايه نازکِ نِي که از رودخانه آورده مي شده قرار مي‌دادند تا بر استحکامِ آن بيفزايند. پايه‌هاي بزرگ و خشتي بنا تقريبا از ميانه تپه آتشگاه آغاز مي شوند و در بالا به ستونهايي محکم و قابلِ اعتماد تبديل مي شدند که در گذشته اتاقهايي نيز بر روي آنها قرار داشته ‌است. در برخي جاها نيز بقايايي از راه پله‌هايي منظم و کنده شده در دلِ سنگ به چشم مي خورد که تا بالا ادامه داشته ‌است اما امروزه از ميان رفته‌اند. در بالاي تپه بنايي گِرد ساخته شده که مي‌توان آنرا نقطه نهايي معماري اين بنا معرفي کرد. بر روي تپه، هيچ بنايي بلندتر از آن ساخته نشده ‌است. اين اتاق داراي هشت گوشه ‌است و در هر گوشه يک پنجره هم رو به بيرون دارد. گفته مي شود موبدانِ زرتشتي، آتشِ مقدس را در درونِ اين اتاق قرار مي داده‌اند.

اين مجموعه داراي اتاقها و ساختمانهايي در چهار جهتِ تپه بوده که تا زيرِ اتاقکِ آتشگاه ادامه مي‌يافته اند و البته اکنون تنها سازه‌هاي بخشِ شمالي و بخشي از قسمتِ شرقي سالم مانده‌اند و به‌نظر مي‌رسد مربوط به بازسازي اين بنا در دوره پهلوي باشند. بر روي برخي از خشت‌هاي بکار رفته در سازه‌هاي بخشِ شمالي مي‌توان عددِ ۱۳۵۲ را ديد که در قالبِ خشت‌ها تعبيه شده‌است.

محل امروزي آتشگاه در مغرب شهر اصفهان ناحيه اي از بلوک ماربين و مشرف به بستر رودخانه زاينده رود است. از مورخين و جغرافيا نويسان قديم ابن خرداذبه و مسعودي راجع به آتشگاه اصفهان مطالبي نوشته اند از آن جمله ابن خرداذبه مي گويد: "در قريه مارابين قلعه اي از بناهاي طهمورث موجود است و در آن آتشکده ايست" و اين قول حاکي از آن است که در زمان اين مورخ هم اين معبد خيلي قديمي تصور مي شده است. حمزه اصفهاني در ذکر پادشاهي کي اردشير مي نويسد که وي در اصفهان در يم روز سه آتشکده بنا کرد: آتشکده شهر اردشير در جانب قلعه مارين که اين آتشکده با محل فعلي آتشگاه که در بلوک ماربين واقع است تطبيق مي کند. دوم آتشکده ذروان اردشير در قريه دارک از رستاق خوار و آتشکده مهر اردشير در قريه اردستان.
ابن حوقل از جغرافيا نويسان مشهور قرن چهارم هجري در وصف آتشگاه اصفهان در کتاب معروف خود صوره الارض چنين مي نويسد :
"ماربين در مغرب اصفهان واقع شده. مي گويند خراج آن يکصد هزار درهم است. يخ عمده شهر و اطراف آن از اين بخش بدست مي آيد زيرا که کارگران متخصص دارد... در اين بخش تل بزرگي است مانند کوه که بر روي آن قلعه اي بنا شده و بر آن آتشکده ايست که مي گويند آتش آن از آتشهاي ازلي قديم است. مراقبين اين آتش و دربانان آن از زرتشتيها مي باشند که همه ثروتمند و متمولند زيرا که شراب مي اندازند و آنرا نگه مي دارند که کهنه شود و چون شراب آنها خيلي خوب است از اطراف نزد آنها مي آيند و از آنها خريداري مي کنند و در نتيجه سود سرشاري عايد آنها مي گردد."

مافروخي مورخ اصفهاني قرن پنجم در رساله محاسن اصفهان در ذکر تفرجگاه هاي معروف اصفهان از ماربين و آتشگاه به شرح زير نام مي برد:

"نخست حصن ماربين که معروف است به آتشکده و الحق آيت بر هر ورقي از رياحين آن نزهتگاه مسطور:

ماربيني که نسخه ارمست        آفتاب اندرو درم درمست"

مافروخي در جاي ديگري از کتاب خود در فصلي که از بزرگان اصفهان نام مي برد از بناي آتشگاه بنام دز ماربين نام برده است و باني آنرا مهر يزدان، ملکي از ملوک طوايف ناحيه النجان اصفهان معرفي مي کند و مي نويسد:
"دز را بر بالاي قلعه ماربين او بنياد نهاد."

از مورخين و سياحان غربي ويليام جکسن در کتاب خود ايران در گذشته و حال راجع به آتشگاه اصفهان چنين نوشته است:

"اعم از اينکه ما تاريخ اصل اين معبد را از دوره هخامنشي بدانيم يا ساختمانهاي فعلي را از دوره ساساني پنداريم اطلاعات ما را درباره اين معبد و محل آن حداقل تا پانزده قرن قبل از اين پيش مي برد. در عصر کنوني کافي است که بدانيم آتش مقدس براي قرنها بر آن محل روشن بوده و آينده قضاوت خواهد کرد که اين معبد به کداميک از مقدسات مذهب زرتشت مربوط بوده است."

همچنين صادق هدايت در کتاب اصفهان نصف جهان  درباره آن چنين نوشته‌ است: «کوه آتشگاه، روز آباديش، شکوه مخصوص داشته است. اين پرستشگاه مانند مسجد و کليسا دورش ديوار نداشته و چيزي را از کسي نمي پوشانيده. مانند آتش؛ سره و پاکيزه بوده. همان آتش جاودان نماينده پاکيزگي و زيبايي که به سوي آسمان زبانه مي کشيده و در شب‌هاي تار، از دور، دل‌هاي افسرده را قوت مي‌داده و از نزديک، با پيچ و خم دلربا، با روان انسان گفتگو مي کرده.

مسجد و منار برسيان


مسجد و منار برسيان

از جمله آثار تاريخي موجود در خارج از شهر اصفهان مسجد و مناره برسيان است. برسيان يا بارسيان كه به احتمال قوي در اصل پارسيان بوده دهكده ايست كه در فاصله 42 كيلومتري مشرق اصفهان در شمال بستر زاينده رود واقع شده و حد فاصل بين بلوك براآن و رودشتين است. ساكنين دهكده نام محل سكونت خود را بيسيون تلفظ نيز كرده اند.

در حال‌ حاضر مسجد برسيان‌ بر پهنه‌اي‌ به‌ وسعت‌ تقريبى‌ 68 در 53 متر گسترده‌ شده‌، و شامل‌ِ مجموعه‌اي‌ است‌ از گنبدخانة مسجد عصر سلجوقى‌ و منار واقع‌ بر گوشة جنوب‌ غربى‌ آن‌ و نيز صحنى‌ واقع‌ در بخش‌ شمالى‌ آن‌ كه‌ بقاياي‌ آثاري‌ از معماري‌ عصر صفوي‌ را بر 4 جانب‌ خود دارد. يك‌ كاروانسراي‌ صفوي‌ نيز به‌ ابعاد 40 در 51/5 متر در كنار مسجد قرار گرفته‌ است



مسجد جمعه برسيان به استناد كتيبه موجود تاريخي محراب آن كه مورخ به سال 498 هجري است و كتيبه مناره آن كه مورخ به سال 491 هجري مي باشد كه در دوره پادشاهي سلطان بركيارق بن ملكشاه سلجوقي ساخته شده است.


ارتفاع منار برسيان در حدود 35 متر و ميله اي منفرد و مدور است. قسمت پايين آن آجر چيني ساده است ولي قسمتهاي بالاي آن داراي تزئينات آجري مي باشد كه در آجر كاريهاي دوره سلجوقي معمول بوده و تا دوره مغول در ايران ادامه داشته است. تزئينات تاج مناره با بدنه آن تفاوت دارد و در اين قسمت است كه كتيبه مناره به خط كوفي ساده و با آجر كه سال ساخت مناره را تعيين مي كند به شرح زير نوشته شده است :

" و اركعو و اسجدوا و اعبدوا ربكم و افعلوا الخير لعلكم تفلحون سنه احدي و تسعين و اربعمائه "

كه آيه 77 از سوره شريفه حج به اين شرح است :

يا ايها الذين آمنوا اركعو و اسجدوا و اعبدوا ربكم و افعلوا الخير لعلكم تفلحون.



گنبد مسجد برسيان
سبك ساختمان و تزئينات داخل محوطه و پوشش داخلي گنبد برسيان بسيار شبيه به گنبد تاج الملك در شمال مسجد جمعه اصفهان است كه اين دومي در سال 481 هجري بنا شده و از لحاظ معماري براي گنبد برسيان كه در تاريخ 491 هجري بنا شده نمونه و سر مشق بوده است.



 كتيبه داخل گنبد به خط كوفي ساده آجري از ابتداي سوره فتح سوره مي شود و آياتي چند از اين سوره ذكر مي گردد.


به حساب دقيق مي توان گفت به طور جسته و گريخته نصف كتيبه كوفي آجري دور گنبد ريزش كرده و نصف آن فعلاً باقي است و متاسفانه در نصف باقي مانده سال اتمام گنبد ديده نمي شود و در اثر عدم توجه به تعمير آن ريزش كرده است.


محراب مسجد برسيانمحراب مسجد برسيان مورخ به سال 498 هجري از نمونه هاي بسيار جالب هنر آجر تراشي و گچ بري دوره سلاجقه است. كتيبه اطراف اين محراب به خط كوفي برجسته آجري بر زمينه تزئينات گچي گل و بوته دار به شرح زير است:


" بسم الله الرحمن الرحيم انعما يعمر مساجد الله من آمن بالله و اليوم الاخر و اقام الصلوه و آتي الزكوه و لم يخش الا الله فعسي اولئك ان يكونو من المهتدين في شهر الله المبارك رمضان سنه ثمان و تسعين و اربعمائه "

در داخل مقرنسهاي آجري محراب مسجد برسيان به خط كوفي ساده آجري بر زمينه گل و بوته گچ بري شده جملات زير نوشته شده است:


در يك شمسه وسط محراب  :

" الحمد الله "

جملات رديف اول قطار يا مقرنس محراب ، شش طاس كه طاس و شمسه و سوسن و مانند اينها از اصطلاحات قديمي كاشيكار ها است به شرح زير است :


" الملك لله "    " العظمه لله "   " القدره لله "   " القوه لله "     " المنه لله "    " العزه لله "

در رديف دوم نيز چهار طاس است كه يكي از آنها ريزش كرده و سه طاس ديگر شامل جملات زير است :

" الله الخبير "    " قدير الكبير "    "فلله الحمد "

و اين جملات :
" يا حنان "        " يا منان "        " يا سبحان "    " يا ديان "

نيز به خط ثلث با آرايش گل و بوته گچ بري شده است.



بر ازاره هاي وسط محراب اين جملات نقش بسته است :

" بسم الله الرحمن الرحيم "    " و هوالسميع البصير "

در شمسه هاي هلال وسط محراب نيز به خط كوفي مشبك با آرايش گل و بوته جملات زير گچ بري شده است :

" يا حنان "        " يا منان "        " يا سبحان "     " يا الله "        " يا ديان "



در محور محراب و مناره مسجد برسيان در ضلع شمالي آن و خارج از گنبد سلجوقي در دوره صفويه نيز الحاقاتي بعمل آمده است و قسمتي از يك كتيبه معرق نفيس كاشيكاري و ديوار ها و هلال هايي از آن الحاقات هنوز موجود است. از كتيبه خط ثلث كاشيكاري معرق اين قسمت بيش از چند كلمه زير باقي نمانده است :

" ......... الاعظم .......... الافخم و زوجته ............... "

روي اين كتيبه يك رسم فني پنج پر كه به اصطلاح كاشيكار ها كند دو پنج ناميده مي شود در شمسه آن كه ده ترك مي باشد موجود است و در يك دايره به خط ريحان جز كلمات :

" .......... الشهيد بكربلا و علي بن ............ "

چيز ديگري باقي نمانده است. وجود كلماتي مانند الشهيد بكربلا و علي بن مي رساند كه از چهارده معصوم ذكر شده بوده و يقيناً اين قسمت از بر جاي مانده هاي دوره صفويه در بناي تاريخي مزبور است.





مسجد شيخ لطف الله



يكي از زيباترين آثار تاريخي اصفهان كه هر بيننده اي را خيره مي كند و نسبت به هنرمنداني كه در انجام آن دخيل بوده اند به اظهار تحسين و اعجاب وا مي دارد مسجد شيخ لطف الله است كه در ضلع شرقي ميدان نقش جهان مقابل عمارت عالي قاپو (دولتخانه مباركه) واقع شده و بواسطه كاشيكاري هاي معرق داخل و خارج گنبد و كتيبه هاي عالي كه مقداري از آنها بخط عليرضاي تبريزي عباسي است از زيبايي و ظرافت كمتر نظير دارد. اين مسجد كه شاهكاري از معماري و كاشيكاري ايران در نيمه اول قرن يازدهم هجري است به فرمان شاه عباس اول ساختمان آن شروع شده و سر در زيباي آن در سال 1012 هجري به پايان رسيده و سال اتمام ساختمان و تزئينات كاشيكاري آن 1028 هجري قمري است. سال اتمام سر در مسجد بموجب كتيبه اي كه بخط ثلث با كاشي سفيد معرق بر زمينه لاجوردي نوشته شده بشرح زير است :

" امر بانشاء هذا المسجد المبارك السلطان الاعظم و الخاقان الاكرم محيي مراسم آبائه الطاهرين مروج مذهب الئمه المعصومين ابوالمظفر عباس الحسيني الموسوي الصفوي بهادرخان خلد الله تعالي ملكه و اجري في بحار التاييد فلكه بمحمد و آله الطيبين الطاهرين المعصومين صلوات الله و سلامه عليه و عليهم اجمعين كتبها علي رضا العباسي 1012 "


لازم به توضيح است كه بر يك قطعه از كاشيهاي قديمي اين مسحد كه در شبستان زير بنا نصب شده سال 1011 نوشته شده و ظاهراً سال شروع ساختمان مسجد شيخ لطف الله است و سال اتمام ساختمان مسجد (1028ه.ق) در داخل محراب كاشيكاري معرق بي نظير آن در دو لوحه بخط نستعليق سفيد بر زمينه كاشي لاجوردي بشرح زير آمده است:

"عمل فقير حقير محتاج برحمت خدا محمد رضا بن استاد حسين بناء اصفهاني 1028 "


در يك لوحه بخط نستعليق سفيد بر زمينه لاجوردي در بالاي پنجره كاشيكاري زيباي سر در بخط عليرضاي عباسي نوشته شده است :

" مايه محتشمي خدمت اولاد علي است. "


وجه تسميه مسجد شيخ لطف الله

شيخ لطف الله بن عبد الكريم بن ابراهيم اصلاً از مردم ميس از قراي جبل عامل يعني لبنان فعلي بوده و خاندان او همه از فقهاي اماميه بوده چنانكه پدر و جد و جد اعلا و پسرش همه به اين عنوان اشتهار داشته اند. به مناسبت سعي بي اندازه پادشاهان صفوي در ترويج احكام مذهب تشيع و تشويق و اكرام فقهاي آن شيخ لطف الله ميسي عاملي نيز مانند جمع كثير ديگري از علماي بحرين و جبل عامل در اوايل عمر از موطن خود بمقصد ايران عازم و ابتداء در مشهد مقدس مقيم شد و در آنجا پس از استفاضه از محضر علماي ارض اقدس از جمله ملا عبدالله شوشتري از جانب شاه عباس بزرگ به خدمت آستانه رضوي برقرار گرديد و تا تاريخ فقته ازبكان و دست اندازي ايشان بر مشهد در آن شهر مقيم بود سپس از شر ايشان به قزوين پناه جست و در آنجا بكار تدريس مشغول شد. شاه عباس او را از قزوين به اصفهان آورد و در سال 1011 در جنب ميدان نقش جهان مدرسه و مسجدي را كه هنوز هم بنام او شهرت دارد براي محل تدريس و اقامت و امامت او پي نهاد و انجام اين كار تا 1028 طول كشيد و در حين اتمام همين ساختمان بود كه شاه عباس در قسمت جنوبي ميدان نقش جهان طرح انشاء مسجد جامع عباسي را ريخت.


بعد از آنكه مدرسه و مسجد شيخ لطف الله براي تدريس و نمازگزاري شيخ مهيا گرديد اين مرد جليل محترم در آن مدرسه مقيم و در آن مسجد و مدرسه به امامت و تدريس مشغول گرديد و شاه براي وجه معاش او وظيفه اي معين و مقرر داشت. شيخ در مسائل قديمي و فتاوي شرعي بعضي آراء و عقايد خاص داشت و به گفته مولف رياض العلماء با علماي هم عصر خويش در سر پاره اي از اين مسايل بغير حق مناقشه مي كرد. شيخ لطف الله از علوم ادبي نيز بي نصيب نبود و گاهگاهي هم به گفتن شعر طبع آزمائي مي كرد.
تاريخ وفات شيخ لطف الله را مولف كتاب مجمل التواريخ در سال 1032 يعني در همان سالي كه بغداد به تصرف شاه عباس در آمده است مي نويسد.


كتيبه و خطوط نماي خارجي گنبد مسجد شيخ لطف الله

كتيبه خارجي گنبد مسجد بخط ثلث با كاشي سفيد معرق بر زمينه لاجوردي بترتيب شامل سوره هاي شمس و دهر و كوثر است و در آخر به اين عبارت ختم مي شود :

" قال الله و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احداً "


كه اين كتيبه در سال 1315 شمسي توسط اداره باستان شناسي اصفهان به خط علي مسمي پرست تعمير شده است.

در يك حاشيه يك سطري بخط نستعليق ريز ، سال اتمام تعميرات گنبد بشرح زير ذكر شده است:

" در سال هزار و سيصد و پانزده خورشيدي تعمير شد. "


در لوحه ديگري بخط نستعليق سفيد بر زمينه كاشي خشت لاجوردي در بالاي پنجره مشبك كاشيكاري سر در مسجد نيز از تعميرات مسجد در دوره سلطنت سر دودمان سلسله پهلوي بشرح زير ياد شده است:

" در عهد سلطنت اعليحضرت اقدس هميون شاهنشاه رضا شاه پهلوي خلد الله ملكه و سلطانه تعمير شد آبان 1307 "


بر گردنه گنبد بخط بنائي سه رگي (دو مشكي در طرفين و يك سفيد در وسط) بر زمينه فيروزه اي جملات (ياكريم) ، (يا الله) ، (يا رحمن) ، (يا رحيم) تكرار شده است.


در شمسه هاي پائين گردنه گنبد بخط بنائي مشكي بر زمينه سفيد كلمات و جملات : (الله اكبر) ، (الملك لله) ، (الحكم لله) ، (الحمد لله) ، (الله) و (محمد و علي) تكرار شده است.


كتيبه هاي فوقاني داخل گنبد مسجد شيخ لطف الله بخط عليرضا عباسي مورخ به سال 1025 هجري

خطوط كتيبه هاي داخل مسجد را دو نفر خطاط نوشته اند يكي عليرضا عباسي خطاط مشهور دوره شاه عباس اول و ديگري باقر بنا خطاط گمنامي كه كتيبه هاي اطراف زواياي داخل گنبد را نوشته شده است و بحدي شبيه خط عليرضاي عباسي كار كرده كه كار او ضميمه كار عليرضا شده و نام او تحت الشعاع نام آن خطاط مشهور قرار گرفته و با آنكه در آخر كتيبه هائي كه به قلم او مي باشد نام او مانند عليرضا صريحاً نوشته شده است معذلك اسم او به فراموشي سپرده شده و كمتر از او ياد كرده اند.

دو كتيبه فوقاني داخل مسجد شيخ لطف الله بخط عليرضاي عباسي است و از بالا به پائين كتيبه اول بخط ثلث با كاشي سفيد معرق بر زمينه لاجوردي رنگ كه نام خطاط آن عليرضا و سال آن 1025 هجري را در آخر كتيبه در بر دارد بشرح زير است :

"عن النبي صلي الله عليه و آله انه قال من توضا ثم خرج الي المسجد فقال حين يخرج من بيته بسم الله الذي خلقني فهو يهدين هداه الله الي الصواب و الايمان و اذا قال و الذي هو يطعمني و يسقين اطعمه الله من طعام الجنه و سقاه من شرابها و اذا قال و اذا مرضت فهو يشفين جعل الله كفاره لذنوبه و اذا قال و الذي يميتني ثم يحيين اماته الله الشهداء و احياه حيوه السعداء و اذا قال و الذي اطمع ان يغفر لي خطيئتي يوم الدين غفر الله له خطأه كلهو ان كان كزبد من البحر و اذا قال رب هب لي حكماً و الحقني بالصالحين وهب الله له حكماً و علماً و الحقه بصالح من مضي و صالح من بقي و اذا قال و اجعل لي لسان صدق في الاخرين كتب الله في ورقه بيضاء ان فلان بن فلان من الصادقين و اذا قال و اجعلني من ورثه جنه النعيم اعطاه الله منازل في جنته النعيم و اذا قال و اغفر لابي غفر الله لابويه. عن ائمه اهل البيت سلام الله عليهم اجمعين ادا دخلت المسجد فقدم رجلك اليمني و قل بسم الله و بالله و من الله و الي الله و خير الاسماء كلها الله توكلت علي الله و لاحول و لاقوه الا بالله الهم صل علي محمد و آل محمد و افتح لي ابواب رحمتك و توبتك و اغلق عني ابواب معصيتك و اجعلني من زوارك و عمار مساجدك و ممن يناجيك في الليل و النهار و ادحر عني الشيطان الرجيم و جنود ابليس اجمعين. و قال الامام ابو عبدالله جعفر بن محمد الصادق عليه السلام من مشي الي المسجد لم يضع رجلا علي رطب و لا يابس الا سبحت له الارض الي الارض السابعه صدق رسول الله صلي الله عليه و آله كتبها علي رضا العباسي في 1025."


كتيبه دوم قسمت فوقاني داخل گنبد مسجد شيخ لطف الله كه در زير پنجره هاي مشبك اطراف گنبد نصب شده است بخط ثلث با كاشي سفيد معرق بر زمينه لاجوردي به قلم عليرضاي عباسي شامل تمام آيات سوره هاي جمعه و نصر است و قسمت آخر آن به عباراتزير ختم مي شود :

"سبحان ربك رب العزه عما يصفون و سلام علي المرسلين و الحمد الله رب العالمين صدق الله العظيم و صدق رسوله النبي الكريم و نحن علي ذلك من الشاهدين و الحمد الله رب العالمين كتبها علي رضا العباسي غفر الله ذنوبه."




خطوط بنائي در داخل مسجد شيخ لطف الله

در زير كتيبه دوم كمربندي داخل گنبد در هر گوشه در دو لوزي مانند به خط بنائي با كاشي مشگي بر زمينه سفيد سوره هاي شريفه قدر ، همزه ، كافرون ، انشراح ، فيل ، ماعون ، تين و فاتحه نوشته شده است. صفحات كاشيكاري كه در هر يك از آنها به خط بنائي يكي از سوره هاي مذكور نوشته شده است از قسمتهاي بسيار جالب و پر حالت تزئينات داخل گنبد مسجد شيخ لطف الله است.


كتيبه هاي خط ثلث در چهار گوشه داخل مسجد شيخ لطف الله

در گوشه جنوب غربي محوطه داخل گنبد مسجد به خط ثلث سفيد با كاشي سفيد معرق بر زمينه لاجوردي سوره انفطار نوشته شده و بعد از آن با عبارت زير خاتمه مي  يابد:

"صدق الله العظيم الكريم. عن ابي عبدالله عليه السلام اذا كان ليله الجمعه انزل من السماء ملئكه بعدد الذر في ايديهم اقلام الذهب و قراطيس الفضه لايكتبون الي ليله السبت الا الصلوه علي محمد و آل محمد فاكثروا منها قال ان من السنه ان تصلي علي محمد و اهل بيته في كل جمعه الف مره و في ساير الايام مأته مره."


در گوشه جنوب شرقي به خط ثلث سفيد معرق بر زمينه كاشي لاجوردي سوره ليل نوشته شده و آخر كتيبه به عبارات زير ختم مي شود :

"صدق الله العلي العظيم و صدق رسوله الكريم. عن جابر عن ابي جعفر السلم قال النبي صلي الله عليه و آله لجبريل عليه السلام و اي البقاع احب الي الله تعالي قال المساجد و اهلها احب الي الله اولهم دخولا و آخرهم خروجاً منها صدق نبي الله."

در گوشه شمال غربي به خط ثلث با كاشي سفيد معرق بر زمينه لاجوردي سوره بينه نوشته شده و آخر كتيبه به عبارت زير ختم مي شود :

"صدق الله العلي العظيم و صدق رسوله الكريم و نحن علي ذلك من الشاهدين و صلي الله علي خير خلقه محمد و آله الطبين الطاهرين و سلم تسليماً كثيراً كثيراً برحمتك يا ارحم الراحمين و يا اكرم الاكرمين."


در گوشه شمال شرقي به خط ثلث سفيد معرق بر زمينه لاجوردي سوره شمس نوشته شده و در قسمت آخر كتيبه به عبارت زير خاتمه مي يابد :

"و قال الله تبارك و تعالي و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احداً صدق الله العظيم و صدق رسوله الكريم و نحن علي ذلك من الشاهدين برحمتك يا ارحم الراحمين. عن ابي جعفر عليه السلام قال لما اسري برسول الله صلي الله عليه و آله الي السماء فبلغ البيت المعمور فحضرت الصلوه فاذن جبريل عليه السلام و اقام فتقدم رسول الله صلي الله عيله و آله صف الملئكه و النبيون خلف محمد صلي الله عليه و آله."


كتيبه هاي دو ضلع شرقي و غربي مسجد شيخ لطف الله به خط باقر بنا

كتيبه هاي دو ضلع شرقي و غربي داخل گنبد مسجد به خط ثلث با كاشي سفيد معرق بر زمينه لاجوردي شامل اشعاري است به زبان عربي مشتمل بر اسامي چهارده معصوم عليه السلام و عباراتي كه قسمت آخر آنها جمله " كتبها باقر بنا " ختم مي شود. ظاهراً سراينده اين اشعار شيخ بهائي عالم معروف دوره شاه عباس اول بوده است كه در مصراع "بهائك المذنب المستهام" به نام خود هم اشاره نموده. كتيبه به شرح زير است :

"الهي بحق نبي الانام                 شفيع الذنوب بيوم القيام
الهي الهي بنفس الرسول        قسيم الجنان و زوج البتول
الهي بحق الزكي الحسن        بحق الحسين اسير المحن
الهي الهي بزين العباد               و بالباقر الطهر كرالرشاد
الهي و بالصادق المقتدا             و بالكاظم الغيظ بحر الندا
الهي بحق الامام المبين             علي الرضا قبله الطالبين
الهي الهي بحق التقي               الهي الهي بجاه النقي
الهي و بالعسكري الحسن           الهي و بالقائم المؤتمن
بلطف بعفوك يا ذالجلال       علي هائم في مهاوي الضلال
بهائك المذنب المستهام            غريق بحار الخطايا العظام
واعتقه يا رب يوم الورود              عليك من النار دأب الورود
و يسر له كل امر عسير            فانت علي كل شئي قدير
باربعه و عشره اعتضادي      هم شفعاي في اليوم العبوس
بطيبه و الغري و كربلا                 و سامرا و بغداد و طوس

عن جابر قال دخلت علي فاطمه عليها السلامو بين يديها لوح فيه اسمأ الاوصياء من ولد فعددت اثني عشر احد هم القائم ثلثه منهم محمد و اربعه منهم علي عليهم السلم كتبها باقر بنا."


نام شيخ لطف الله و باقر بنا در كتيبه هاي دو جانب شمالي و جنوبي

كتيبه هاي دوجانب شمالي و جنوبي داخل مسجد نيز يكسان است. اين دوكتيبه كه نام شيخ لطف الله و باقر بنا را در بر دارد به خط ثلث با كاشي سفيد معرق بر زمينه لاجوردي به شرح زير است :

"الهي بحق الهاشمي محمد                   حبيبك طه شافع العرصات
بحق علي نفسه و وصيه                ابي ولده و الصهر ذي الحسرات
و فاطمه الزهراء قره عينه                      مجسمه الاحزان و العبرات
و مسموم اولاد الزنا الحسن الذي         رمي الكبد الحري جفاً قطعات
و مقتول اولاد البغايا بكربلا               الحسين شهيد الله في الفلوات
وزين عبادالله ذي الحزن و البكا               علي ابي الاوصاب و الزفرات
و باقر علم الاولين محمد                    شبيه رسول الله ذي الدرجات
و مظهر دين الصدق و الحق جعفر          و مظهره في الجهر و الخلوات
و موسي شهيد الاشقياء و نجله      علي الرضا المسموم في العنبات
و معدن تقوي الله الجواد و ابنه                     محمد المحبور بالنعمات
و هادي الوري نجل التقي معدن النقي     لي خفير الخلق في القفرات
و بالحسن الاصل الاصيل بعسكر             ابي العز و الخيرات و البركات
بصاحب هذا العصر اعني محمداً             اي الخاتم الثاني لخير و صات
انلني انلني بغيتي بولائهم                     و صل عليهم افضل الصلوات
و شفعهم في عبد عبد عبيدهم            عبيدك لطف الله في العرصات
و بالباقر البناء كاتب هذه الحروف                     و قاه الباري العثرات."

در نهايت از اينكه من را با نظرات و پيشنهادات خود ياري و همراهي مي كنيد سپاسگزارم.

درب امام


درب امام از دوره جهانشاه قراقويونلو

يكي از امامزاده هاي معتبر اصفهان كه در محله چمبلان يا سنبلان يا سنبلستان از محلات قديمي شهر اصفهان و در مجاورت محله كهنسال دردشت واقع شده درب امام مي باشد كه آرامگاه دو امامزاده به نام ابراهيم بطحا و زين العابدين است.

شيخ جابري انصاري درباره اين بناي تاريخي و ومدفونين در بقعه آن در تاريخ اصفهان و ري چنين نوشته است:

" دو امامزاده درب امام يكي را امامزاده ابراهيم طباطبائي از نبيره هاي حسن مثني و ديگري را سيد علي ملقب به زين العابدين و اولاد علي ابن جعفر عريضي مي خوانند و اين نسبت به محل عريض است كه واديي است بيرون مدينه. باري آن دو سيد عالي نسب در اين محل مدفونند و جلوي گنبد امامزاده مقبره است و گچ بري ممتاز و كاشيكاري قشنگي دارد كه به دولت كم مدت جهانشاه قراقويونلو در عراق زينت يافته. گويند قبر مادر امير جهانشاه در آن محل است. در كتيبه بيرون مقبره نام امير جهانشاه را نوشته اند و خود امير جهانشاه در ديار بكر از امير حسن بيك آق قويونلو شكست خورده و به دست اسكندر نامي در تاريخ 872 هجري كشته شده است. "

بناي تاريخي درب امام از دو گنبد بزرگ و كوچك و يك سر در بزرگ كاشيكاري از دوره جهانشاه قراقويونلو كه در ضلع شمالي آن واقع است و سه صحن در سه جانب شمالي و شرقي و غربي آن تشكيل شده است. نماي خارجي اين بنا به جانب هر سه صحن داراي تزئينات كاشيكاري و گچ بري است و هر دو گنبد آن مخصوصاً گنبد بزرگتر از كاشيهاي نفيس پوشيده شده است. در ورودي فعلي بقعه ، به صحن شرقي باز مي شود ولي سر در آن در قرن نهم هجري كه ساختمان آن به اتمام رسيده در جانب شمالي بوده است كه فعلاً هم در جاي خود باقي مي باشد ولي دهليزي كه اين سر در را بداخل بقعه مربوط مي كرده است از طرف سر در اصلي آن مسدود شده و بجاي در ورودي پنجره اي نصب شده است.


سر در اصلي بناي تاريخي درب امام بنام اميرزاده جهانشاه مورخ به سال 857 هجري

سر در اصلي درب امام كه در ضلع شمالي و مشرف به صحن شمالي آن است از شاهكار هاي تزئينات رنگين ايراني است كه از لحاظ ظرافت صنعت كاشيكاري نظير آن را كمتر سراغ داريم و شايد كاشيكاري مسجد كبود تبريز كه آن هم در دوره جهانشاه قراقويونلو بنا شده است همانند آن باشد. كتيبه تاريخي اين سر در در جبهه مقابل و جانب غربي سر در كه ابتداي كتيبه از آنجاست باقي مانده ولي ثلث آخر كتيبه كه در جانب شرقي سر در بوده بكلي از بين رفته. اين كتيبه كه بخط ثلث سفيد و با كاشي معرق بر زمينه لاجوردي رنگ نوشته شده است بشرح زير است :


" در زماني كه والي ولايه عظمي و حاكم حكومه كبري پادشاه جهان پناه ابوالمظفر امير زاده جهانشاه خلد الله خلافته حكومته اين ولايه با اياله و اشاره شاه زاده عالم مؤيد قواعد الدين الحمدي ابوالفتح محمدي خلد الله سلطانه مفوض فرموده بود امير اعظم اعدل معدن العز و الجاه جلال الدين صفر شاه زاد الله دولته در بناي اين بقعه رفيعه و عمارت منيعه طلباً لمرضاه الله اهتمام بكار داشت في سنه سبع و خمسين و ثمانمائه. "


در زير مقرنسهاي كاشيهاي نفيس اين سر در بخط ثلث آجري پوسته شده بر زمينه كاشي لاجوردي رنگ دو لوحه بشرح زير موجود است :

بماند سالها اين كار و ترتيب        زما هر ذره خاك افتاده جائي
غرض نقشيست كزما بازماند        كه گيتي را نمي بينم بقائي


در بالاي كتيبه خط ثلث اين سر در پنجره مشبكي از كاشي نصب شده كه در اطراف آن بخط حنائي رنگ معرق بر زمينه كاشي لاجوردي اشعار زير نقش شده است :

كنايه ايست بدين دور گنبد افلاك        كه پاك باش چو جام و مدار از كس باك
ز سقف خانه دنيا مجوي نقش وفا        مشو بآمدنش شاد وز شدنش غنماك
ببين بعين بصيرت كه آنك ايوانش        گذشته بود زكيوان چگونه شد در خاك

كتيبه هاي سر در رواق درب امام

در سمت شرقي سر در اصلي بناي تاريخي درب امام كه كتيبه آن حاكي از ساختمان بناي مزبور در دوره جهانشاه قراقويونلو در سال 857 هجري است ، سر در تاريخي ديگري واقع شده كه كتيبه هاي آن حاكي از اقدام شاه سلطان حسين صفوي نسبت به تعمير بقعه درب امام  و ساختمان رواق شرقي بقعه است. كتيبه اول اين سر در بخط ثلث سفيد معرق بر زمينه كاشي لاجوردي بشرح زير است :

" اقدام هذه العماره المنوره في ايام دوله السلطان الاعظم و الخاقان الاكرم مروج المذهب الائمه المعصومين عليهم السلم شاه سلطان حسين الصفوي الموسوي الحسيني بهادر خان خلد الله ملكه. "


و در قسمت آخر اين كتيبه در دو لوح كوچك بخط نستعليق سفيد بر زمينه لاجوردي نوشته شده است :

" علي نقي ابن محمد محسن الامامي " و عمل استاد محمد بن محمد غدير آجر تراش 1127 "

كتيبه دوم بخط ثلث سفيد بر زمينه كاشي خشت لاجوردي در دو سطر بشرح زير است :

" قد وقع تعمير هذه البقعه المنسوبه الي مولانا سيد الساجدين التي فيها مزار السيدين السندين امام زاده ابراهيم بطحا و امام زاده زين العابدين بامر نواب الخاقان بن الخاقان اعظم السلاطين الصفويه المسفوره في الفوق كتبه الفقير عبدالرحيم في 1129. "

در اطراف رواق شرقي كه به سند كتيبه سر در آن در دوره شاه سلطان حسين صفوي بنا شده و به صورت يك رديف اتاق در ضلع شرقي مرقد واقع شده است بخط بنائي با كاشي فيروزه اي بر زمينه شطرنجي آجري اشعار زير نوشته شده است :

بر ديوار غربي رواق :

چون نامه جرم ما به هم پيچيدند        بردند و بميزان عمل سنجيدند
بيش از همه كس گناه ما بود ولي        ما را به محبت علي بخشيدند

بر ديوار شرقي رواق :

غرض از نقشي است كه از ما باز ماند        كه هستي را نمي بينم بقايي
مگر صاحبدلي روزي به رحمت        كند در حق درويشان دعايي

گنبد بزرگ و گنبد كوچك درب امام

تاريخ ساختمان دو گنبد بزرگ و كوچك درب امام متفاوت است. گنبد بزرگ معماري قرن نهم هجري و زمان ساختمان بقعه است كه پوشش كاشيكاري آن در دوره سلطنت شاه عباس اول تعمير يا تجديد شده و باني اين اقدام شخصي به نام غياث الدين محمود الحسيني المستوفي بوده است. از تعمير دوره شاه عباس اول هم در سنوات اخير قسمت قابل ملاحظه اي باقي نمانده بوده است و قسمت عمده كاشيكاري فعلي از اقدامات اداره باستان شناسي است كه تاريخ تعمير آن در يك سطر عمود بر كتيبه دور گنبد به خط نستعليق سفيد بر زمينه لاجوردي به اين ترتيب ذكر شده است:

" به سرپرستي مهندس روانبد تعمير شد 1325 "


كتيبه اين گنبد به خط ثلث سفيد معرق بر زمينه كاشي لاجوردي شامل سوره دهر تا آخر آيه سيزدهم اين سوره است و قسمت آخر كتيبه به عبارات زير خاتمه مي يابد:

" في ايام الدوله السلطان الاعظم و الخاقان الاكرم ابي المظفر عباس الحسيني الموسوي الصفوي بهادر خان خلد الله ملكه و قد اوفق هذا الداعي غياث الدين محمود الحسيني المستوفي كاتب 110 "


كه عدد 110 در آخر اين كتيبه مفهوم نشد. محتمل است اين عدد 1010 بوده كه برابر با چهاردهمين سال سلطنت شاه عباس اول و تعمير پوشش خارجي گنبد بوده است.


خطوط بنائي گردنه گنبد در دو سطر با كاشي لاجوردي رنگ بر زمينه آجري به شرح زير است:

در سطر اول جمله : الحمدلله تكرار شده و در سطر دوم به خط بنائي سه رگي لاجوردي سوره اخلاص نوشته شده است.

گنبد كوچك درب امام

بناي درب امام ابتدا فقط حرمي بوده كه روي آن گنبدي و جلوي آن دهليزي قرار داشته است و ساختمان آن در سال 857 هجري هنگام پادشاهي جهانشاه قراقويونلو به انجام رسيده است. بعدا قبور متعددي در اطراف مرقد امام زادگان احداث شده كه دهليز جلوي بقعه نيز مدفن اموات گرديده و به جاي در سابق اصلي آن پنجره اي نصب شده است و در سال 1081 هجري گنبد كوچكي نيز بر فراز رواق مزبور كه به اين ترتيب جزء مقبره شده بود ساخته شده است.


كتيبه گنبد كوچك درب امام كه به خط محمد رضا امامي و مورخ 1081 هجري است به خط ثلث سفيد بر زمينه كاشي خشت لاجوردي پس از عبارت قال الله سبحانه تبارك و تعالي شامل آيه الكرسي است و در قسمت آخر پس از ذكر آيه 26 و 27 سوره آل عمران تاريخ اتمام و نام خطاط آن به شرح زير آمده است: 

" في احدي و ثمانين  و الف كتبه محمد رضا الامامي. "

كتيبه گردنه گنبد كوچك به خط بنائي سه رگي با كاشي لاجوردي بر زمينه آجري به شرح زير است:

" لمن الملك اليوم الله الواحد القهار "


تزيينات و كتبه هاي داخل دو گنبد درب امام

در داخل گنبد بزرگ درب امام كه ضريحي بر آرامگاه دو امامزاده قرار دارد ديوارهاو سقف آن با تزيينات نقاشي گل و بوته آراسته شده است و ازاره هاي اطراف حرم با كاشي هاي خشت هفت رنگ تزيين شده ولي هيچ نوع كتيبه اي در حرم وجود ندارد.


در ورودي حرم داراي زنجير نفيسي است كه بر دايره برنجي وسط آن به قطر 11 سانتي متر كلمات و عباراتي منقور است. اين زنجير را در قرن سيزدهم هجري شخصي به نام آقا محمد حسن تاجر همداني وقف بر امامزاده نموده است. عبارات حاشيه دايره برنجي به خط نستعليق برجسته به شرح زير است:

" وقف حضرت امامزاده زين العابدين نمود عاليشان آقا محمد حسن تاجر همداني اين زنجير را. طمع كننده به لعنت خدا و نفرين رسول گرفتار شود. به تاريخ 26.. "


عبارت متن دايره برنجي زنجير شامل اسماء الله به شرح زير است:

"يا سلطان" "يا سبحان" "يا قاضي الحاجات" "يا منان"

و به خط نستعليق برجسته اين عبارت را در بر دارد :

" به تاريخ بيست و ششم شهر جمادي الاول سنه 1270 "

اشعار فارسي در داخل گنبد كوچك درب امام

در شمال مرقد دهليزي است كه راه ورودي اصلي مقبره از سردر كاشيكاري دوره جهانشاه بوده است و به اطاق مربع شكلي منتهي مي شود. در اين اطاق صورت قبوري وجود دارد و گفته شده است كه مادر جهانشاه قراقويونلو هم در همين محل دفن شده.سقف اطاق واقع در دهليز كه گنبد كوچك درب امام بر فراز آن بنا شده داراي مقرنس هاي گچي و طلا كاري و پنجره هاي گچ بري شده است و در قاعده گنبد آن كتيبه اي در دو سطر موجود است كه در سطر اول به خط كوفي طلائي رنگ بر زمينه كبود جملات: يا سبحان.يا حنان. يا منان. يا برهان نقاشي شده و در سطر دوم آن به خط ثلث طلائي رنگ بر زمينه كبود اشعاري نقاشي شده است. ابتداي اين اشعار ضلع غربي محوطه زير گنبد است و ضمن ابيات آن به نام جهانشاه قراقويونلو و ابوالفتح محمدي سلطان كه از طرف او حكمران اصفهان بوده و سال تحرير اين اشعار 857 هجري كه سال بناي درب امام است اشاره شد. اشعار مزبور به شرح زير است:

نظام يافت به نام خداي عالميان                      عمارتي كه بود رشگ روضه رضوان
بنزد طاس زر اندود و چتر اين گنبد                    مرقعيست كبود اين رفيع شادروان
زرشگ شمسه اين هشت طاق و نه منظر         چو ذره شمسه خورشيد گشته سر گردان
نهاده صبح بدين سبزه سپهر ز مهر                  براي زينت اين بقعه جام جاويدان
بيمن همت زين العباد و دولت شاه                   بهشت روي زمين گشت ملك اصفاهان
بعهد ... جهانشاه آن ابوالفتحي                      كه كرد نام خدايش محمدي سلطان
بروج قصر جلالش از آن رفيع تر است                 كه تير وهم رسد بروي از كمان گمان
اجل بدست خودش داد تيغ و زد بر پاي              كسي كه كرد سر افراز شمس عالميان
اگر زد نيي دون شمس الدين محمد رفت           جلال مير صفر شاه باد در دوران
تمام گشت بفضل مفتح الابواب                       بسال هشتصد و پنجاه و هفت اين بنيان

قابل ذكر است كه گنبد كوچك درب امام در سال 1334 خورشيدي و صحن شمالي آن تا سال 1337 به سرپرستي دكتر لطف الله هنرفر و به وسيله استادان هنرمند اداره باستان شناسي اصفهان تعمير و كاشيكاري شده است.


صحن غربي درب امام

نماي خارجي بقعه و ديوارهاي مجاور آن بسمت صحن غربي تزئيناتي از پشت بغل هاي كاشيكاري دارد و ايوانهاي مشرف به اين صحن داراي مقرنسهاي زيباي گچي است كه قسمتي از آنها رنگ آميزي شده. در ايوان وسط اين ضلع درها و پنجره هاي نفيسي نصب شده بوده است كه بعضي از آنها موجود است. يكي از پنجره هاي نفيس گچ بري اين قسمت كه يقيناً نظير آن در هيچيك از بناهاي تاريخي كشور كهنسال ايران وجود ندارد و تمامي آن از گچ ريخته شده و با شيشه هاي رنگين تزئين شده است به وسيله اداره باستان شناسي اصفهان با مراقبت تمام به قصر چهلستون انتقال داده شده و براي تماشاي سياحان در محل مناسبي در يكي از اطاقهاي اين كاخ نصب شده است. قسمت وسط اين پنجره كه قبل از انتقال شكسته شده بوده است توسط استاد هنرمند فقيد گچ بر اصفهان استاد نصر الله رفائيل بطوري ماهرانه تعمير شده است كه با كارهاي اصلي آن هيچگونه تفاوتي ندارد.


صحن شرقي درب امام

كتيبه فوقاني نماي خارجي بقعه بسمت صحن شرقي شامل دو رديف خط بنائي است. رديف اول بخط بنائي شاده يك رگي لاجوردي بر زمينه آجري شامل صلوات بر چهارده معصوم (ع) است و در رديف دوم بخط بنائي سه رگي مشكي بر زمينه آجري عبارات زير نوشته شده است :


" بسم الله الرحمن الرحيم سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اكبر و لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم . شهد الله انه لا اله الا هو و الملئكه و اولواالعلم قائماً بالقسط. "


حاشيه پشت بغل ايوان ورودي در صحن شرقي بخط بنائي با كاشي لاجوردي بر زمينه كاشي سفيد شامل آيه الكرسي است و با اين عبارت ختم مي شود :

" والصلوه و السلام علي محمد المصطفي سيد المرسلين و حبيب اله العالمين 1206 "


به طور کلی مجموعه درب امام اصفهان به دلیل ویژگیهای هنری و معماری و تزئینات بسیار باشکوه کاشیکاری و گچبری در اعداد یکی از شاهکارهای مسلم هنری ایران به شمار می رود که بیانگر سیر هنر معماری ایران در دورانهای مختلف است.