مسجد و مناره گار


دهكده گار كه مردم محل جار تلفظ مي كنند و غار هم نوشته شده است در 22 كيلومتري مشرق اصفهان ساحل جنوبي زاينده رود در مسیر جرقویه واقع شده است و جزء بلوك براآن است. مردم اين منطقه به كشاورزي گندم ، ذرت و تربيت درختان ميوه دار اشتغال دارند و به وسيله 2 آبادي كوچك ديگر بنام نفروان و گلستانه از رودخانه فاصله مي گيرد.


مسجد و منار گار كه امروزه با كمال تاسف فقط خرابه هایی از سردر ایوان و دیواره محراب و کتیبه ای گچی در آن و چند پی باقی مانده است بموجب كتبه كوفي آجري كه در قاعده منار موجود است در سال 515 هجري به وسيله يكي از شخصيتهاي بنام (ابولقاسم بن احمد) كه در كتيبه از او بنام سيدالرؤساء ياد شده ساخته شده است.از ویژگی های این منار داشتن دو راه پله است که در نوع خود کم نظیر است.

منار متشکل از سه قسمت است :
1- پایه سنگی منار که در پایین چهار ضلعی مربع است و در بالا هشت ضلعی می شود. به ارتفاع حدود 2/1 متر و سطح قاعده در حدود 5 متر

2- قاعده هشت ضلعی آجری که 8/4 متر ارتفاع دارد . و هر ضلع در حدود 2 متر است. در ارتفاع یک متری روی این منشور در دو سمت شرقی و غربی دو در ورودی قرار دارد. کتیبه ای به خط کوفی آجری برجسته در قسمت بالای قاعده هشت ضلعی در جهت پشت به قبله قرار دارد.

 3- بدنه منار به صورت یک استوانه آجری و قطر دایره منار در پایین 5/5 و در بالا 7/4 متر است .
 
بلندی منار حدود 21 متر می باشد. در حدود 60  پله دارد که ارتفاع هر پله چهار ردیف خشت است. یکی از ویژگی های این منار داشتن دو در ورودی است که از هر یک از این درهای یک مسیر به سمت بالا می رود .

7 دهنه پنجره در هر مسیر وجود دارد و یک پنجره بزرگ به ارتفاع بیش از یک متر رو به سمت قبله در مسیر ورودی شرقی است که حدود 9 پله از بام منار پایینتر است .

این منار با خشت های 25*25 سانتیمتر ساخته شده است . ضخامت جرز دیواره 5/3 خشت و عرض پله ها در حدود 3 خشت می باشد.




كتيبه مناره كه در قسمت پائين آن و در قسمت فوقاني قاعده هشت ضلعي آن قرار دارد و به خط كوفي آجري برجسته از مغرب به مشرق نوشته شده است بشرح زير مي باشد :

" بسم الله الرحمن الرحيم امر ببناء هذا المناره الزهيد الرئيس سيد الرؤساء ابالقسم بن احمد بن ابالقسم في سنه خمس عشره و خمسمائه"


خطوط بدنه مناره بخط بنايي بر زمينه شطرنجي آجري تكرار جمله (الملك الله) است.
بر روي بقاياي ديوار دور گنبد مسجد كه در ضلع جنوبي صحن متروك مسجد گار واقع شده گچ بري ها و خطوطي وجود دارد از آن جمله بر دو جرز شمالي ويرانه هاي محوطه گنبد دار سابق آن كلمات و عبارات زير به خط ثلث گچ بري شده است:

" امر عمارت هذا المحراب  ..........وليه؟"

لوحه سمت غربي :

" رشيد الدين محمد كا..."

لوحه سمت شرقي :

" ...ابن ابي القاسم
مل احمد بن اسماعيل ... رمضان المبارك
   ... ستين و ستمائه"


بطوريكه از دو قسمت كتيبه فوق الذكر مستفاد مي شود سال تاريخ نصب لوحه ها كه از ساختمان محراب اين مسجد حكايت مي كند سال 660 هجري مي باشد. بر جاي مانده هاي خوط محراب اين مسجد در نصف شرقي ويرانه هاي آن كه بخط كوفي گچ بري شده بشرح زير است :

" ..................عليكم اهل البيت انه حميد مجيد فلما ......................."

كتيبه آطراف محراب كه به خط ثلث گچ بري شده مشتمل بر آيه الكرسي و آيه اول تا آخر آيه دوم از سوره ملك بوده است و از ميان آنها كلمات و جملات زير باقي مانده است :

" .... عنده الا باذنه يعلم ما بين ايديهم و ما خلفهم و لا يحيطون بشئي من علمه الا بماشاء وسع كرسيه السماوات و الارض ....."

"..... احسن عملا و هو العزيز الغفور الذي خلق سبع سموات طباقاً ماتري في خلق الرحمن ......"



دكتر لطف الله هنرفر

دکتر لطفه اله هنرفر در سال 1298 خورشیدی در اصفهان دیده به گیتی گشود . وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه و دوره اول دانشسرای مقدماتی را در زادگاه خود به پایان برد و در خوردادماه 1320 خورشیدی موفق به دریافت درجه کارشناسی در رشته تاریخ و جغرافیای دانش سرای تهران با رتبه اول شد و افتخار دریافت مدال درجه یک از وزارت معارف ، اوقاف و صنایع مستظرفه را در دی ماه 1320 خورشیدی از آن خود نمود.

 استاد لطف اله هنر فر از سال 1331 تا 1339 خورشیدی ضمن تدریس ، به ریاست اداره باستان شناسی اصفهان منصوب شد و کارنامه درخشانی از فعالیت های خود را به جا گذاشت. وی همزمان به دریافت درجه کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه تهران نایل شد و در آغاز تیرماه سال 1341 خورشیدی دکترای نخستین دوره تاریخ دانشگاه تهران را با درجه « بسیار خوب » دریافت نمود . او در سال 1346 به دانشگاه اصفهان منتقل شد و گروه آموزشی تاریخ را در دانشگاه اصفهان پایه گذاری نمود. استاد هنرفر پس از  سال ها خدمت ارزنده به درخواست خود در سال 1358 به افتخار بازنشستگی نایل شد.

 وی به خاطر بی مهری هایی که با او شد و رنجیدگی های خاطری که داشت در سال های آخر عمرش ار حضور در مجامع عمومی دولتی و مردمی پرهیز می کرد اما تا آخرین روز های عمر از نگارش و پژوهش بازنماند. تلاش در جهت حفظ و مرمت آثار تاریخی اصفهان و ضبط کتیبه های تاریخی بنا های تاریخی اصفهان و تکمیل آن ها از شمار خدمات ارزنده او طی سال هاست. دکتر هنرفر عضو اتحادیه انجمن جهانی ایران شناسان و عضو انجمن آثار ملی و شورای حفاظت آثار تاریخی اصفهان بود.

از استاد هنرفر پژوهش ها و جستارهای بسیاری به ویژه درباره شهر تاریخی اصفهان به یادگار مانده است که مشهور ترین آن ها کتاب « گنجینه آثار تاریخی اصفهان » است. این اثر که رساله پایان نامه دوره دکترای استاد هنرفر است در سال 1344 خورشیدی به عنوان برترین کتاب سال برگزیده شد. از دیگر آثار ارزشمند دکتر هنرفر درباره اصفهان می توان به کتاب های « از اصفهان دیدن کنید » ، « راهنمای آثار تاریخی اصفهان ، به زبان انگلیسی » و « آشنایی با شهر تاریخی اصفهان » و « اصفهان شهر تاریخ » اشاره نمود .

فهرست مقالات اصفهان شناسی او نیز بسیار بلند بالاست که در ادامه به برخی از آن ها اشاره خواهد شد :

1- حاج میرزا سلیمان خان رکن الملک و یادگارهای دوره خدمت او در اصفهان
2- تاریخچه دانشگاه اصفهان
3- تزئینات کاشیکاری در مسجد جامع اصفهان
4- ابنیه تاریخی عهد صفویان در اصفهان
5- تزئینات گچی در آثار تاریخی اصفهان
6- آثار تاریخی جلفا
7- آثار تاریخی جی
8- اصفهان در دوره جانشینان امیر تیمور
9- القاب و عناوین پادشاهان ایران در کتیبه های تاریخی ایران
10- اوضاع اجتماعی و سیاسی و تاریخی اصفهان در دوران دیالمه
11- باغ هزار جریب و کوه صفه
12- بقعه شاهزادگان صفوی در اصفهان
13- پل شاهی اصفهان
14- پیربکران و اشترجان
15- تاریخ بنای پل الهوردی خان
16- چهارباغ اصفهان
17- دو پل تاریخی مشهور اصفهان از دوره صفویه
18- زاینده رود در گذرگاه تاریخ
19- کاخ چهلستون
20- مشاغل و مناصب ارامنه جلفا در دوره صفویه و قاجاریه
21- مقدمات تشکیل سلسله صفویه
22- مناره و مسجد برسیان
23- موقع جغرافیایی و تاریخی کوه آتشگاه
24- میدان نقش جهان
25- هارون ولایت
26- هشت بهشت اصفهان
27- سنگاب های تاریخی اصفهان از دوره صفویه
28- تاریخ اصفهان پیش از اسلام و .... 

دکتر لطف اله هنرفر پس از سال ها تلاش و پژوهش های اصفهان شناسی درسن 87 سالگی پس از یک دوره بیماری سخت در نهم آذرماه  1385 خورشیدی در بیمارستان الزهرای اصفهان درگذشت و در گلشن ناموران باغ رضوان اصفهان با حضور جمع پر شور مردم فرهنگ دوست اصفهان به خاک سپرده شد.




وجه تسميه گابيه

گابيه نام قديم اصفهان است . موقعي که طوايف غرب به دو شعبه تقسيم شدند، يک شعبه به طرف جنوب رفتند که مرکز آنهاظاهراً شهر اسپاهان بوده ، و در ابتداي قرن هفتم ق. م . مطابق آثار تاريخي آشوري هنوز انزان و ايلام متحد بودند و روابط سياسي با حکومت آشور داشتند ولي پس ازچندي سلطنت ايلام که مدّت دو هزار سال طول کشيده بودمنقرض شده و انزان تقريباً استقلال کامل يافت و مرکزخود را در شهر گابيه در محلي فعلي اسپاهان قرار داد.

شهر اصفهان از روزگاران کهن تا کنون به نامهاي: آپادانا، آصفهان، اسباهان، اسبهان، اسپاتنا، اسپادنا، اسپاهان، آسپدان، اسپدانه، اسپهان، اسپينر، اسفاهان، اسفهان، اصباهان، اصبهان، اصپدانه، اصفاهان، اصفهان، اصفهانک، انزان، بسفاهان، پارتاک، پارک، پاري، پاريتاکن، پرتيکان، جي، داراليهودي، رشورجي، سپاهان، سپانه، شهرستان، صفاهان، صفاهان، صفاهون، گابا، گابيان، گابيه، گبي، گي، نصف جهان و يهوديه سرشناس بوده‌است.

بيشتر نويسندگان بر اين باورند که چون اين ناحيه پيش از اسلام، به ويژه در دوران ساسانيان، مرکز گردآمدن سپاه بود و سپاهيان مناطق جنوبي ايران، مانند کرمان، فارس، خوزستان، سيستان و... در اين ناحيه گرد آمده و به سوي محل نبرد حرکت مي‌کردند، آنجا را «اسپهان» گفته، سپس عربي شده و به صورت «اصفهان» درآمده‌است. اين شهر داراي واژگان کهنتري است که با نام کنوني آن، هيچ گونه پيوندي ندارد، مانند انزان، گابيان، گابيه، جي، گبي، گي، گابا.

منبع : لغت نامه دهخدا


معماري و آثار تاريخي اصفهان

اصفهان سرشار از آثار هنري و تاريخي است که ميدان نقش جهان (شاه)، سي و سه پل، پل خواجو، مِنارْجُنبان، هتل عباسي، برج کبوترخانه، مسجد امام، گذر چهارباغ عباسي، سبزه ميدان، چهلستون، کوه آتشگاه، پل شهرستان و عالي‌قاپو از بارزترين آنها هستند.
شهر اصفهان با تاريخ بس کهن و آثار باستاني فراوان از شهرهاي مشهور ايران و جهان است. در آثار تاريخي اصفهان مي‌توان انواع و اقسام گنبد سازي، را در عالي‌ترين شکل ممکن آن مشاهده کرد. آثاري که نشانگر ذوق هنري کمال‌يافته و ايمان مذهبي هنرمندان سازنده آنهاست و بيننده را چنان مجذوب خود مي‌کند که بي‌اختيار به درون زمان و فضاي ويژه آنها کشيده مي‌شود، و خود را در جهاني از روشنايي و لطافت و سبکبالي احساس مي‌کند.

از دوره قبل از اسلام، چيزي به جز بقاياي آتشکده‌اي در کوه آتشگاه، اکتشافات اندکي در تپه اشرف و همچنين پل شهرستان (متعلق به دوران ساسانيان) بجا نمانده‌است که از ميان آن سه تنها بناي برپا و برجا همين پل شهرستان است. بيشتر آثار تاريخي بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامي است. آثاري از تمامي دوره‌هاي تاريخي پس از اسلام بجا مانده‌است اما بويژه آثار دو دوره باشکوه از تاريخ اصفهان يعني دورهٔ سلجوقي و دورهٔ صفوي برجستگي ويژه‌اي دارد، که هر کدام داراي ويژگي‌ها و سبک معماري يگانه خود است.

دوران سلجوقيان
معماري سلجوقيان - که بويژه در مسجد جامع نمود مي‌يابد - ساده و بي‌پيرايه اما با ظرافت فراوان است. از ويژگي‌هاي ديگر معماري اين دوره سکوت و درونگرايي به دور از هر گونه جلوه‌گري آن است. بجاي آنکه بيننده تحت تأثير آني آن قرار گيرد، آرام آرام زيبائي و عظمت اسرار آميز آن را در جاي خود احساس مي‌کند. برخلاف معماري و هنر دوره صفوي که توجه به جلوه‌هاي رنگ و نور و چشمگيري و درخشندگي از ويژگي‌هاي آن است.
آرامگاه ملکشاه و سلطان سنجر و خواجه نظام الملک از آثار تاريخي اين دوره در شهر اصفهان مي‌باشد.

دوران صفويان
عصر صفوي، عصر کمال و شکوفايي نبوغ معماري و شهرسازي در ايران است. زيباترين و با شکوه‌ترين آثار معماري ايران در همين دوره، توسط معماران خلاق و هنرمندي چون محمدرضا و علي اکبر اصفهاني آفريده شد. در زمان شاه عباس اول صفوي پايتخت از قزوين به اصفهان منتقل شد. اصفهان در مرکز امپراتوري صفوي قرار داشت و نسبت به قزوين به خراسان نزديک تر بود. موقعيت جفرافيايي اين شهر موجب افزايش سرعت عکس‌العمل شاه در مقابل تهديدات ازبکان و عثمانيان بود.شاه عباس بدون ايجاد تفييرات عمده در بخش قديمي شهر، بخش‌هاي جديدي را به آن افزود. ميدان نقش جهان، دولتخانه و خيابان چهارباغ در کنار بخش‌هاي قديمي شهر ساخته شدند.
از ويژگيهاي مهم در شيوهٔ معماري اين دوره، علاوه بر استحکام و زيبايي ساختار، درخشش بيان است. در آثار اين دوره تابش رنگ و نور، و جذابيت سطوح و شکوه چشمگير آنها، احساس زيبائي خيره کننده‌اي در بيننده ايجاد مي‌کند و طنين رنگها و سطوح مکرر کاشيهاي درخشان به منظره‌اي شفاف، مجرد و روحاني تبديل مي‌شود.
معماري اين دوره از لحاظ وسعت و کارآيي، بسيار متنوع است و در تمامي ابعاد حيات فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي مردم حضوري زنده و پويا دارد. باشکوه‌ترين مساجد، عظيمترين ميدانها، زيباترين پلها و خيابانها، بزرگ‌ترين بازارها، مدرسه‌ها، و کاروانسراها در اين عصر ساخته شد. و همه در نوع خود در اوج کمال هنري، استحکام و کارآيي و بعضي چنان باشکوه و زيبا و کامل، که گاهي نمي‌توان باور کرد که انساني ناچيز آن را پديد آورده باشد.


اين وبلاگ سعي بر معرفي تمامي آثار تاريخي شهر اصفهان با ويژگي نمايش عكسهاي معاصر و ساير عكسهاي ديگر كه در زمانهاي گذشته تهيه شده به همراه توضيحاتي در مورد هر اثر و مستندات علمي و تاريخي دارد كه به مرور تقديم خوانندگان محترم خواهد شد.

منابع اين آثار برگرفته از كتاب گنجينه آثار تاريخي اصفهان تاليف دكتر هنر فر و عكسهاي معاصر آن توسط خودم مي باشد.
اميدوارم به نحو شايسته به بررسي و معرفي اين گنجينه بزرگ بپردازم.





اعلام گشايش وبلاگ گابيه

بزودي وبلاگ گابيه در جهت معرفي گنجينه آثار تاريخي اصفهان گشايش مي يابد.