حمام در ايران
در ايران از روزگاران كهن شستشوي بدن از دو نظر اهميت داشته است. نخست از جهت پاكي جسم و ديگر از نظر پاكي روان. به نظر مي رسد مهر پرستان براي انجام مراسم مذهبي مي بايست به مدت 3 روز و 3 شب در فواصل معين غسل كنند تا قادر گردند در برنامه هاي مذهبي شركت جويند.در آئين زرتشتي نيز به چگونگي تطهير اشاره شده است.


 

اطلاعات ما درباره وجود حمام ها در پيش از اسلام اندك است. كاوشهاي باستان شناسي سالهاي اخير در تخت جمشيد مويد آن است كه در زمان هخامنشي استفاده از نوعي حمام معمول و متداول بوده است. استفاده از حمامهاي خصوصي در دوره اشكاني هم رايج بوده و نمونه هاي جالبي از آن در كاخ آشور در عراق امروزي كشف شده است. با گسترش اسلام گرمابه هاي متعددي احداث شد و مورد استقبال عموم قرار گرفت. طبق منابع تاريخي بسياري از استادان و معماران گرمابه هاي كوفه و بصره در قرون نخستين اسلام ، ايراني بوده اند.


در دوره امويان احداث حمام ها وارد مرحله جديدي گرديد و خلفا در اين دوره حمامهاي متعددي در كاخهاي خود ايجاد كردند كه از جمله مي توان به حمام معروف قصر عَمرا در اردن امروزي اشاره كرد. در دوره عباسيان ايجاد حمامها رو به گسترش نهاد و طبق مدارك تاريخي از قرن پنجم و ششم هجري ، 1170 حمام در قاهره وجود داشت. سنت لنگ بستن در حمام به دستور مقتدر خليفه عباسي رايج گرديد.


يكي از وسايل عمده تعيين جمعيت شهرها ، حمامهاي آن شهر بوده كه تعداد مشتريان آن را به دست مي آوردند و جمعيت را حدس مي زدنند. يعني محاسبه مي كردند كه در هر حمام ساكنان چند خانه استحمام مي كنند و در هر خانه به طور متوسط چند تن سكونت دارند ، كه مجموع آنها جمعيت تقريبي بوده است.


در دوره ايلخاني همانند ديگر فعاليت هاي معماري براي ايجاد بناهاي عام المنفعه ، حمامهاي بسياري در شهرهاي مورد علاقه حكمرانان ايلخاني مانند تبريز ، مراغه ، اردبيل و سلطانيه ايجاد شد.
عصر شكوفايي ايجاد حمامها را بايد متعلق به دوره صفوي دانست كه بنا به گفته شاردن ، 273 حمام در اصفهان بوده است. بعد از عصر صفوي احداث حمام به شيوه گذشته ادامه يافت و با شروع قرن حاضر و دگرگوني در زندگي روزمره به تدريج ايجاد و گسترش حمام به سبك سابق متوقف گرديد و استفاده از حمامهاي خصوصي در منازل مرسوم گرديد.


حمام هاي اصفهان
هنگامي كه ژان شاردن از اصفهان بازديد مي كند در پايان سفرنامه خود شمار حمامهاي اصفهان را به 273 حمام مي آورد كه در روزگار ما شمار اندكي از آن همچنان باقي مانده است. حمامها به عنوان بناهاي عمومي در دل محله ها ، در راسته بازارها ، نزديكي مساجد و كاروانسراها بنا مي شد. همچون خانه ها ، فضاي دروني حمامها در ژرفاي تقريبي يك متر قرار مي گرفت تا با اين ترفند از هدر رفتن گرما جلوگيري گردد. حمامها از ديدگاه كاربردي نيز مي بايست فضاهايي را در دل خود مي داشتند تا بتوانند نيازهاي مردم را در امر پاكيزگي برطرف سازند.


حمام براي مردم آن زمان چيزي فراتر از جاي شست و شو بود. در آن جا، اقوام و دوستان و بچه محل ها را مي ديدند و از حالشان با خبر مي شدند. از هر کجا خبري داشتند ، به اطلاع يکديگر مي رساندند ، گاه شکوه اهل سياست را در گوش هم پچ پچ مي کردند ، فرزندان خويش را به حمام برده و در حين شست و شو ، شيوه سلوک اجتماعي و مردم داري و حرام و حلال شرعي را بدانان مي آموختند.


دختران را براي پسران خويش خواستگاري مي کردند ، اگر پسري براي دختر دم بختشان پا پيش گذارده بود ، دزدانه ، سر تا پايش را برانداز کرده و سلامت جسمش را مي سنجيدند ، حمام عروسي و زايمان مي گرفتند و ديگران را به جشن و شادي خويش فرامي خواندند ، خستگي تن را با مشت و مال دلاک و خستگي روح را با درد دل هاي دوستانه به در مي کردند ، رگ مي زدند و سبک مي شدند ، آب تني مي کردند و شادمان مي گشتند و خلاصه حمام را در جايگاه مهم ترين نهادهاي اجتماعي مي نشاندند.


اين روح حمام بود ، اما جسمش نيز دست کمي از روحش نداشت. نه تنها با کاشي کاري ها و نقاشي ها و آهک بري ها و حجاري هاي استادانه ، نمايشگاهي از هنرهاي گوناگون را پيش چشم مي نهاد ، بلکه معماري اش از گستره و ژرفاي دانشي حکايت مي کرد که آزمون دشوار سده ها و هزاره ها را از سر گذرانده بود.


معماري حمام ها
حمام ها داراي دو قسمت اصلي بودند :
قسمت سر بينه كه در حقيقت رختكن حمام به شمار مي رفت و قسمت گرمخانه كه محل شستشو بود و گرماي دلپذيري داشت.



وقتي کسي وارد حمام مي شد، از دالاني نسبتا دراز و پيچ در پيچ گذر مي کرد تا به بينه برسد. بينه، جاي لحظاتى نشستن بود تا کم کم به هواي گرم و مرطوب عادت کنند و به قول قدما نچايند! آرام که مي گرفتند، لباس ها را درمي آوردند و راهي گرمخانه مي شدند.


ميان بينه و گرمخانه ، فضاي ديگري بود به نام "ميان در". در آن جا ، يکي دو سکو براي انداختن لنگ قرار داشت و خلوتي براي ستردن موهاي زايد. راهروي بلندي هم از ميان در منشعب و به آبريزگاه (دستشويي) ختم مي شد.


فضاي بعدي، گرمخانه بود؛ جاي سر و تن شستن. خزانه يا خزينه که به عبارتي آب انبار حمام بود، درگرمخانه قرار داشت. حمام ها دو خزانه آب گرم و آب سرد داشتند و در حمام هاي بزرگ تر، يک خزانه آب ولرم هم به اين دو افزوده مي شد. گاه نيز حمام داراي چال حوض (استخر) بود تا وسيله شنا و آب تني مردم برقرار باشد.


حالا بايد ديد آب و هواي حمام چگونه گرم مي شد؟ به کانون آتش حمام "تون" مي گفتند و تون تاب مي بايستي چوب و ذغال لازم را براي گرم كردن حمام از ساعتها قبل فراهم مي نمود.. در اين جا آب را در ديگ بزرگي به نام ديگ هفت جوش که ترکيبي از روي و مس و قلع و سرب و چند چيز ديگر بود، مي ريختند و زيرش آتش مي افروختند. اين ديگ در برابر حرارت زياد، مقاوم بود. همچنين گرما را در خود نگاه مي داشت و دير سردي مي شد.


آتش زير سنگ هفت جوش، دود و دم زيادي را به وجود مي آورد که از آن براي گرم کردن هواي حمام بهره مي بردند. دود و آتش را به تونل هايي که زير کف حمام ساخته بودند و "گربه رو" مي خواندند كه اين راهرو ها گرمخانه حمام به شمار مي رفت ، هدايت مي کردند و بدين وسيله سنگ کف حمام و در نتيجه هواي حمام گرم مي شد.


در گرمخانه همواره دلاكها براي كيسه كشي و شستشوي مشتريان آماده بودند. گاه مشت و مال مشتري نيز به وسيله دلاكها نيز صورت مي گرفت. دلاك گاهي نيز آرايشگر حمام به شمار مي رفت و شخص مي توانست در صورت نياز اصلاح سر يا صورت خود را در حمام انجام دهد. حمام جايگاهي نيز براي حجامت بود.


فضاهائي نيز در حمام جهت بهره گيري از رنگ و حنا براي موي سر ، دست و پاشنه پا در نظر گرفته مي شد. همچنين دسترسي به داروي نظافت در حمام نيز محيا بود. برخي از حمامها داراي استخر آب با دماي گرمايي مناسب بودند و در برخي از آنها حتي سكوي پرش نيز طراحي شده بود.



آب حمام از طريق چاه آب فراهم مي شد كه فضايي نيز براي اين منظور در حمامها طراحي مي شد كه به گاو چاه شهرت يافته بود. راهرويي با شيب ملايم كه گاو در آن حركت مي نمود تا آب با كمك لوله هاي سفالي به سوي خزينه هاي حمام حركت كند و نياز مداوم به آب فراهم گردد.


فضاي سر بينه حمام را همواره پاكيزه نگه مي داشتند تا شخص اگر مي خواست به دليل تنگي وقت در آن نماز خود را به جاي آورد. حمام ها ، نخستين و آخرين محلهايي بودند كه كاروانيان در ورود و يا خروج از شهر به آنها مراجعه مي كردند تا در گرد و غبار از روي بزدايند يا آماده رويارويي با غبار شوند.

حمامهايي كه در اصفهان از روزگار صفويه باقي مانده اند شامل حمام شاه ، حمام شاهزادگان ، حمام شاه علي ، حمام شيخ ، حمام جارچي ، حمام شيخ علي و حمام علي قلي آقا مي باشد.
گاه در هشتي ورودي حمام ها ، پيرامون نور گير سقف يا در فضاي سر بينه ، تصوير صورت فلكي نيز نقش مي بست. باور مردم در گزيدن بهترين هنگام كه بهتر از آن هنگام نباشد دوري از بد يمني و گزينش هنگام براي انجام كارهاي روزمره لازم مي نمود. از اين رو انديشه در خوش يمني يا نگون يمني برج هاي دوازده گانه شكل مي گرفت.
حمام در قديم به صورت چند منظوره بوده و به عنوان مركزي براي تبادل اخبار ، احوالپرسي و برپايي مراسمي چون حمام عروس ، زايمان ، حنا بندان ، هجامت ، نظافت و ... استفاده مي شده است.
فضاهاي حمام متشكل از پيشخوان ، هشتي (هشتن) ، راهرو هاي ارتباطي ، سر بينه ، سرما خوان ، گرما خوان ، صفه شاه نشين ، خزينه ، اتاق تنظيف ، سرويس بهداشتي و دو حلقه آب چاه مي باشد.


نور حمام در روز از سقف و در شب با پيه سوز تأمين مي شد. بام حمام به صورت گنبدي شكل بوده كه روي هر گنبد در طاق هاي گنبدي حمام ، شيشه هايي به نام "جامخانه" قرار مي دادند که محدب بود. بدين ترتيب، نور از آن ها به درون مي تابيد، اما کسي نمي توانست از پشتشان درون حمام را ببيند.


در برخي شهرها و محله هاي بزرگ تر، حمام ها، دو بخش جداگانه مردانه و زنانه داشتند. در غير اين صورت، حمام در برخي روزهاي هفته مردانه بود و در روزهاي ديگر زنانه. گاه نيز از ابتداي شب تا صبحگاه مردانه بود و در طول روز زنانه تا غسل واجب مؤمنان زايل نشود.


علي قلي آقا از درباريان دوره شاه سليمان و شاه سلطان حسين صفوي (و بنا به گفته اي از خواجگان حرم) بود. او در محله اي که به نام خودش خوانده مي شود، مسجد، حمام و بازارچه اي را بنا نهاد و براي استفاده مردم وقف کرد.


حمام او از سال ۱۱۲۵ هجري قمري تا سال ۱۳۷۲ خورشيدي (۱۴۱۳ ه.ق)، يعني نزديک به ۳۰۰ سال داير بود. سپس مدتي تعطيل و پس از مرمت بوسيله شهرداري اصفهان، بدل به موزه مردم شناسي شد. در واقع شهرداري اصفهان با اين اقدام، کفاره گناه نابخشودني خود در تخريب حمام "خسروآقا" را پرداخت.



خسرو آقا برادر علي قلي آقا بود که همپاي برادرش حمام کوچک تر اما فاخرتري را در اصفهان بنا نهاد. شهرداري اصفهان در سال ۱۳۷۳ حمام او را که در فهرست آثار ملي ايران ثبت شده بود، شبانه خراب کرد و به جايش خيابان کشيد.





+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 20:41 توسط امير عرب بيگي |